یادداشت دیگران: آیا اقتصاد ایران با انتخاب بایدن تغییری می‌کند؟

برای پاسخ به این سؤال بهتر است به عملکرد رؤسای جمهوری آمریکا و سیاست‌­هایی که در مقابل ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی­ ایران تا به حال اتخاذ کرده‌­اند، نظری بیفکنیم.

در میان دموکرات‌های آمریکایی، کارتر به دلایل ژئوپلیتیکی به حمایت از شاه و سرکوب مردم پرداخت و دارایی دولت ایران را مصادره و صادرات هرگونه غذا و دارو متوقف را کرد. کلینتون هم ایران را در اوج تحریم‌ها قرار داد و تحریم­‌های یک‌­جانبه در کنگره را به تحریم‌­های دولت اضافه کرد (با وجود این که در دوره­‌های قبلی او که جمهوری‌خواهان بر سرکار بودند، تحریم‌ها محدود به تحریم­‌های دولتی بود) و با قانون داماتو در سال۱۹۹۶ برای سرمایه‌­گذاران خارجی در حوزه انرژی در ایران مجازات‌هایی وضع کرد و تمام رؤسای جمهور بعدی نیز این قانون را در سال‌های بعدی (٢٠٠١ ،٢٠٠۶ و ٢٠١١) تمدید کردند. اوباما نیز در واقع خودش اولین کسی بود که نقض برجام را کلید زد و علنا اعلام کرد که با وجود برجام، برخی تحریم‌ها همچنان ادامه می‌­یابد و لغو و یا تعلیق نمی­‌شود. اما جمهوری‌خواهان نیز از جمله بوش پدر و پسر و ریگان بارها ایران را تحت فشارها و تحریم ها قرار دادند و این اواخر ترامپ هم که دشمنی خود را با شهادت سردار سلیمانی به نهایت امر خود رسانید؛ این موارد نشان می‌­دهد که سیاست­‌های کلان آمریکا با رفت و آمد رؤسای جمهور تغییری نمی‌­کند و جمهوری‌خواه بودن یا دموکرات بودن فرقی به حال ایران ندارد و فقط شیوه اجرا و نحوه راهبردهایشان متفاوت است.

آمریکا با در اختیار داشتن نزدیک ۲۵ درصد از تجارت جهانی و رتبه اول اقتصاد جهان و جمع شدن نیروهای متخصص از سراسر جهان در این کشور و اعمال نفوذ بر بسیاری از کشورها و همچنین داشتن حق وتو در بسیاری از سازمان­‌های بین‌المللی، سبب کرنش بسیاری از کشورها شده ­است. با وجود این­که بر اساس تازه‌­ترین آمارهای بانک جهانی و مجمع جهانی اقتصاد، سهم ایران از اقتصاد جهان معادل ۰.۵۳ است، اما هیچ‌گاه از مواضع و خطوط اصلی خود در مقابل این کشور زورگو کوتاه نیامده ­است. البته باید اذعان نمود ضعف‌های ساختاری اقتصاد ایران و نقش کوچک آن از اقتصاد جهانی، سبب آسیب‌پذیری اقتصادی آن در برابر تحریم‌های آمریکا شده و آمریکا را برای تحریم‌های بیش‌تر علیه ایران گستاخ کرده است.

ضعف ساختاری اقتصاد ایران، سبب اثرگذاری تحریم­‌های آمریکا بر بخش­های مختلف اقتصادی همچون تجارت، سرمایه‌­گذاری، اشتغال و رشد اقتصادی شده ­است. همچنین مشاهده می‌­شود حتی انتخابات این کشور بر اقتصاد ایران اثر می­‌گذارد. مشکلات ساختاری اقتصاد ایران صرفا مربوط به این دوره ریاست‌جمهوری نمی­‌شود و در تمام دوران­‌ها این مشکلات وجود داشته است. عملکرد اقتصاد ایران در دوران پس از انقلاب اسلامی شاهد بحران‌ها و نوسانات بسیاری بوده است. این نوسانات عمدتا ناشی از تحولات اقتصادی- سیاسی منطقه و جهان بوده، ولیکن عنصر اصلی در مهار یا تشدید آن­ها، سیاست‌های بجا یا نابجای اتخاذشده از سوی مسئولان اقتصادی است.

به‌عنوان مثال به محض نزدیک شدن به انتخابات و بعد از انتخابات کشور آمریکا، برخی متغیرهای اقتصادی مانند قیمت سکه و ارز تحت تأثیر قرار گرفت. در این اثنا سرعت گردش پول نیز کاهش یافت؛ زیرا مردم منتظر ماندند تا ببینند که نتایج انتخابات چه خواهد شد و به دلیل انتظارات قیمتی حتی از برخی خرید و فروش­ها خودداری کردند؛ زیرا ریسک فعالیت در این شرایط را زیاد دانسته و آن را به نتیجه انتخابات آمریکا گره زدند.

حال با توجه به نظریه مقداری پول، به دلیل وابستگی و اثرگذاری سرعت گردش پول موجود در جامعه برسطح عمومی قیمت‌­ها و تورم و ارزش پول ملی و همچنین سطح تولید می‌­توان کاهش تورم را انتظار داشت. البته بانک­ها معمولا با افزایش خلق پول جلوی این کاهش تورم مقطعی را نیز می­‌گیرند و این یک چالش اساسی در سیستم­ بانکداری ایران است که از طریق پول بدون پشتوانه و یا پولی شدن اعتبار (پول پس‌انداز شده مردم در بانک را گرفته و با بهره بالاتر قرض دادن) از هیچ چیز، برای خود تأمین درآمد می­‌نمایند و این مسأله سبب افزایش حجم پول در گردش و افزایش تورم در جامعه می­‌شود. در واقع این کار بانک از ربای قرضی نیز بدتر است؛ چون در ربای قرضی پولی وجود دارد که بعد از آن مازاد گرفته می­‌شود ولی در سیستم بانکی گاهی از هیچ تأمین درآمد کرده و در واقع از این طریق به صورت غیر مستقیم بر مردم بار مالیاتی ایجاد کرده و تورم تزریق می­‌کنند.

نویسنده: ملیحه خواجوی (کارشناس ارشد اقتصاد و طلبه سطح ٣ حوزه علمیه خراسان)

your-alt your-alt your-alt 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *